X
تبلیغات
رایتل






دلنوشته های مهربانو

اینجا خاطرات زندگی مشترک من و دختر نازنینم به یادگار نوشته میشود

زهرای عزیز پنجشنبه ، برای دیدن دخترِ چشم به راهش  و بدرقه ش برای یک سال تحصیلی دیگه ، مسافره و این به دست های معجزه گر شما عزیزان ممکن شد . 


اصلا نمیتونم براتون دعا ها و اندازه ی خوشحالیش رو گزارش کنم . قسمم داده با هر زبونی که بلدم ،  تشکر و قدردانیش رو بهتون برسونم و اینکه بگم اصلا" نمیتونید حتی فکر کنید که چقدر این مادر و دختر رو شاد کردید. 


خیلی از دوستان کامنت خصوصی گذاشتند که کمک کردند و از اینکه هدیه شون کم بوده عذر خواهی کردند ، تو روخدا اینطوری فکر نکنید ، مهم مشارکت شما و نیت خوبتون بود ، با همین مبالغ مشکل حل شد و زهرا داره برای رفتن اماده میشه . 


بدونید که بین شما کسی بود که گفت اگر به مبلغ مورد نظر نرسیدیم ، هزینه ی درمان دردی که مزمن شده رو اهدا میکنم . 


شما خیلی خوبید ، خودتون رو دست کم نگیرید ... اتفاقی که برای هرکدوم ما ممکنه خیلی ساده باشه (چند روز مسافرت برای دیدن عزیزمون) برای زهرا و دخترش معجزه بود و شما معجزه کردید . 


لطفا" کامنت های مرتبط با این پست  رو در همون کامنت دونی پست قبل بنویسید 




[ یکشنبه 21 شهریور 1395 ] [ 11:19 ق.ظ ] [ مهربانو ]



      قالب ساز آنلاین