X
تبلیغات
رایتل






دلنوشته های مهربانو

اینجا خاطرات زندگی مشترک من و دختر نازنینم به یادگار نوشته میشود

سلام عزیزان دل

جای دوستداران تیاتر خالی این پونزده روز گذشته ، حسابی از خجالت خودمون و سالن های نمایش دراومدیم . 


مشروح اخبار رو از از آخرین نمایش شروع میکنم  


" می سی سی پی نشسته می میرد"  به کارگردانی همایون  غنی زاده  و با بازی بازیگران خوب و محبوبی مثل ویشکا آسایش ، بابک  حمیدیان و خودِ خودِ همایون  غنی زاده . 


 این نمایش رو  همراه با نفس جان دیدمش . 


 کار ، متفاوت و بسیار خاص بود و با توجه به اینکه به مدت دو روز بدون پلک زدن مثل گربه تو سایت کمین کرده بودم تا خرید اینترنتی برای روز سه شنبه 11 آبان باز بشه و بتونم یه جای عالی بگیرم ، به موقع خرید رو انجام دادم و جامون خیلی خوب بود . 


بازی بابک حمیدیان و خانم آسایش فوق العاده محشر بود . در طول نمایش از موسیقی بسیار خوب و بجا استفاده میشد ، نور ،  دکورو موضوع  محشر بود  اما ریتم نمایش بنظرم بسیار تند بود و تماشاگر به تمرکز بیشتری برای فهم دیالوگ ها نیاز داشت ، بیشتر احساس میکردم از دیالوگ جا می مونم ، ضمن اینکه گاهی صداهای نمایش بسیار گوشخراش میشد .


 از نقش خود همایون غنی زاده و ایفای اون خوشم نیومد و اصلا" توجیهش رو تو کار نفهمیدم .


نمایش دوساعت و نیم بود که بنظرم طولانی اومد و میشد از بعضی چیزا فاکتور گرفت و مدت زمان رو کم کرد .


 در مجموع شب خیلی خوبی بود و جاتون خالی با نفس جان شام جالب  و متفاوتی خوردیم . 


 در یک  کبابی تقریبا" تقاطع انقلاب و حافظ ،  قلوه و خوئک ،بال و کتف و ماهی قزل آلای کباب شده که این آخری واقعا محشر بود .  البته همه در مقیاس خیلی کم سفارش داده شده بود .


 ماهی کباب و گوشتش کاملا"آب پز بود و اصلا" بوی خاص و زننده ی ماهی رو نمیداد . 


پیشنهاد میکنم دوستان ساکن تهران حتما یه شب لوطی بازی پیشه کنند و بجای رفتن به یه رستوان باکلاس و شیک خودشونو این کبابی مهمون کنند 




بریم به شب قبل از می سی سی پی  و نمایش " افسون معبد سوخته" 





این نمایش عاالی بود سه تا عزیز هنرمند پانته آ  بهرام ، حمید رضا  آذرنگ و مهدی  پاکدل بازی میکردند که اون دوتای اول که سالهاست استاد بازی هستند و اما پاکدل عزیز رو خیلی خیلی بهتر و قوی تر از سریال های تی وی دیدم و از بازیش تو تیاتر لذت بردم . 


کلا" نمایش قوی و خوبی بود چون منِ محاطب مریض احوال رو که نمیدونم چه پدر کشتگی با خاور دور دارم ، جذب کرد . دوستان قدیمی این خونه میدونند که من خیلی بی دلیل ،  خاور دور و همه ی مخلفاتش  رو دوست ندارم.



و صد البته نویسندگی نغمه  ثمینی و کارگردانی کیومرث مرادی کار خودشونو کردند .. یادم نره یه تقدیر بلند بالا هم بابت نوازندگی زیبای پریا  قاسم خانی (دختر بهاره  رهنما و پیمان قاسم خانی ) داشته باشم و یه نکته ی خیلی مهم گریم درست و پذیرفته شده ای که مهسا اسکندری (خواهر لاله  و ستاره  )به روی بازیگران پیاده کرده بود ...


 میبینید همه ی عوامل یک نمایش متخصص بودند و کار بسیار عالی از آب درآمده بود . 



داستان نمایش رو دوست داشتم،  تم عاشقانه ی حزن انگیزی داشت که بخاطر لو ندادن داستان بهتره چیز بیشتری ننویسم . 



بعد از نمایش که پوستر رو امضاء می کردیم و مشغول گپ و گفت با دوستان بودیم ، پانته آ و حمید رضا ی عزیز گریم هاشونو پاک کرده بودند و میخواستند از تماشاخانه بیرون برن که همدیگه رو دیدیم و ما کلی ذوق مرگ شدیم .


 روراست انقدر دیالوگ ها و گریمشون سنگین بود که رومون نمیشد بگیم عکس بندازیم ولی با لبخند و روی خوششون و دستی که تکون دادند ، روی ما رو  زیاد کردند و گفتیم دلمون عکس میخواد و وقتی استقبال کردند و با گوشی های مختلف ژست های مختلف گرفتیم ، در کمال تعجب  دیدیم که میگن سلفی هم بندازیم ، سلفی ها خیلی خوشگل تر میشن . 



     



و اما " طپانچه خانم" که با حد انتظار من بسیار متفاوت بود و متاسفانه نظرم رو جلب نکرد 




راستش این نمایش رو بخاطر گل وجود فریبا  متخصص که بازیش رو خیلی دوست دارم و موضوعی که ازش تو سایت خونده بودم و دیدن محمد  نادری که فقط تو برنامه دورهمی مهران مدیری دیده بودمش رفتم . 



توضیحات سایت اینطور بود که یکی از زنان باقیمونده دوره قاجار که حالا داره تو پهلوی زندگی میکنه برای انتشار و جا انداختن فرهنگ بهداشت  تلاش زیادی میکنه که با موانع زیادی روبه رو میشه ، ولی در طول نمایش اشاره ی ضعیفی به اینمورد شده بود و کلا ماجرا چیز دیگه ای بود . 


دیالوگ های اضافه داشت و نمایش بی دلیل کش پیدا کرد . سالن مناسب نبود و تهویه ی خوبی نداشت . از گریم اغراق آمیز و دکور بی جهت هم اصلا خوشم نیومد ..


 فقط بازی متخصصانه ی خانم متخصص و دیالوگ های پشت هم و سنگین نمایش خوب بود . جالب اینجاست که ما نمایش رو همراه دوستان و بابا عباس قرار بود ببینیم ولی قبل از اراِئه بلیط ها متوجه شدیم دختر عمه جان و دخترشون هم حضور دارند و چند دقیقه بعد دختر عمو جان  و همسرشون هم کاملا" اتفاقی رویت شدند ..


 خلاصه سالن نمایش  طپانچه خانم کلا" واس ماس شده بود 


چنین فک و فامیل فرهنگی هستیم ماااا


با این پست پر تیاتر ، نازلی که غش میکنه از خنده ، سینا هم کهیر میزنه چون اصلا" هنرپیشه ها رو نمی شناسه 


*********

دلم براتون تنگ شده بود ، از کامنتای خصوصیتون و اظهار لطف همیشگیتون ممنونم دوستانی که پرسیده بودند دندونپزشکی تموم شد یا نه ، باید بگم بعد از جلسه ی اول که شرحش رو خوندید ، یک جلسه ی  دیگه هم رفتم و اون دندون عقبی رو روکش کردم که خیلی خوشگل شده ، پیش بینی دکتر جان اینه که یه جلسه ی دیگه هم باید برای دو سه مورد لب پریدگی دندون های آسیا و جرم گیری برم .. حالا نمیدونم واقعا تموم میشه یا نه . 



دکتر جان خیلی ماهن و کارشون هم خیلی عالیه . مخصوصا در زمینه ی زیبایی خیلی قبولشون دارند وقتی تو سالن کار میکنند دکترهای دیگه هم میان درمورد کارشون با ایشون مشورت میکنند . 


عکسایی هم که نشونم داده و تعدادیشم تو اینستاش دیدم واقعا خوب کار کرده . 


اگر علاقمندید برید نگاه کنید


 

دوستتون دارم 


[ دوشنبه 17 آبان 1395 ] [ 04:31 ب.ظ ] [ مهربانو ] نظرات (21)



      قالب ساز آنلاین