X
تبلیغات
رایتل






دلنوشته های مهربانو

اینجا خاطرات زندگی مشترک من و دختر نازنینم به یادگار نوشته میشود

سلام دوستان ممنون از کامنت ها و مشارکتتون در مورد موضوع " مرجانه و سمیرا"


 از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان مرجانه ی داستان ، من بودم و محیط هم فامیلی نبود ، اداری بود .. منیر جان چه کار خوبی کردی متن توبه نامه رو قرائت کردی 





اینهمه سال از ریز علی و فداکاری بیاد موندنیش ، خوندیم و بارها از روی درسش مشق و املاء نوشتیم ، اما اتفاق افتاد اونچه که نبااااید ....


جمع کثیری از هموطنان عزیزمون رو بعلت سهل انگاری مسئولین از دست دادیم و داغدار جای خالیشون شدیم ...


بهمن ماه سال قبل رو یادتونه ؟ مهردخت همراه با چهل و پنج تا از دختران مدرسه ، به اردوی شیراز رفتند ، خنده و شادی اونها در قطار رفت و برگشت ، یه طرف ، دل نگرانی و دعاهای ما خانواده هابرای سلامتیشون یه طرف ... 


وااای بمیرم برای چشم های منتظر بازماندگان حادثه 


چقدر این عکس سلفی این چند تا پسر جوون و نازنین که قبل از حادثه برای دوستشون فرستادند ، دل آدم رو چنگ میزنه .. روحشون شاد باشه 



عزیزان داغدار شریک غم بی انتهای شما هستیم ، خدایا صبر بده ... 


[ یکشنبه 7 آذر 1395 ] [ 11:29 ق.ظ ] [ مهربانو ] نظرات (24)



      قالب ساز آنلاین