X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی






دلنوشته های مهربانو

اینجا خاطرات زندگی مشترک من و دختر نازنینم به یادگار نوشته میشود


به چهل و چهارسالگی رسیدم ...

پر از اوقات خوش و ناخوش ،پر از شیرینی موفقیت ها و تلخکامی شکست ها ،پر از رفتارهای شایسته و غرور افرین و پر از نابایست ها ،پر از ارزوهای باشکوه و پر از حسرت های فروخورده ...

با همه ی این ها،این من هستم ،همان وجودی که برای وجودش ،چین و چروک های فراوانی بر صورت ماهگون مادر و پدرم نقش بست و همان وجودی که برای وجود عزیزانم رنج هایی کم و بیش ،متحمل شد... 

من این وجود را که مجموعه ای از شرایط و نعمت ها ،زحمتش را کشیده اند دوست دارم و برای بهتر شدنش با خود، عهد و پیمان دیرینه دارم .


من با نقش های متفاوتی زندگی کرده ام و این چهل و چهار سال رو به پایان بردم ،نقش هایی چون فرزند و خواهر ، یار و رفیق ،همسر و مادرو ... رو بازی کرده و می کنم و عاشق تک تک اونهام . 

اگر شامل دعاهای بی دریغتون هستم برایم عمری با عزت بخواهید که" بزرگترین ارزوست".

دوستتون دارم 








انقدر کامنت های قشنگ حضوری و غیر حضوری گرفتم که دارم از حجم خوشبختی منفجر میشم .. 

خدا همه تون رو برام نگهداره و کاش لایق این عبارات زیبا باشم "

[ یکشنبه 4 تیر 1396 ] [ 10:08 ق.ظ ] [ مهربانو ] نظرات (47)



      قالب ساز آنلاین