X
تبلیغات
رایتل






دلنوشته های مهربانو

اینجا خاطرات زندگی مشترک من و دختر نازنینم به یادگار نوشته میشود

سلام عزیزانم ، امیدوارم این روزها با هوای بلاتکلیف که خودشو نمی فهمه ، خوش باشید و تنتون سلامت باشه . 



اداره ی ما یه سالن ناهارخوری تو طبقه ی دوم برای خانم ها داره ، یه سالن هم برای آقایون در طبقه ی منفی دو !!! خدا رو صد هزار بار شکر که حد و حدود شرعی کاملا" رعایت میشه و بین خانم ها و آقایون فاصله به اندازه ی کافی  موجوده . 


انگار نه انگار که ما این بالا همه در کنار هم نشستیم و کار می کنیم )!!! 


چند تا از همکارهای آقا ، هیچ تمایلی به استفاده از سالن مخصوص خودشون ندارند . وقتی علت رو ازشون پرسیدم ، گفتند : اونجا اگر حادثه ای پیش بیاد ما هیچ امکانی برای فرار نداریم . 


درسته که احتمالش زیاد نیست ولی خوب بنده خداها حق دارند دیگه .


از اینها بگذریم ، مشکلات ما خانم ها با ناهارخوریمونه . 


بیشتر روزها شاهد صف طویلی از خانم هایی که سینی غذا تو دستشونه هستیم . 


من و چند نفر که با هم غذا می خوریم ، وقتی میبینیم بقیه همکارها جایی برای نشستن ندارند با سرعت بیشتری غذامون رو می خوریم و میز رو رها می کنیم ... 


هرچند که گپ بعد از غذا جزو ساعت های خوب استراحت و فراغت حساب میشه،  ولی وقتی بقیه جای نشستن ندارند چه گپ و گفتی ؟؟؟


دیروز وقتی رسیدم تو ناهارخوری دیدم مریم دوستم بالا سر یه میز ، سینی به بغل ایستاده . 


رفتم پیشش گفتم :چرا اینجایی؟؟


 گفت : الان یکربعه اینا غذاشون تموم شده ولی از جاشون بلند نمیشن . غذای ماهم سرد شد . 


منم رفتم غذامو بیارم ، برگشتم دیدم بحثشون شده . 


دختره برگشته گفته : خیلی زشته شما بالا سر ما ایستادین . 


(من از اینجاش رسیدم) مریمم بهش گفت : زشت اونه که همکارات غذا به دست ایستادن و شما انقدر بی تفاوتی که هنوزم بعد از یکربع که غذات تموم شده داری به گپ و گفتت ادامه میدی . 


اینا رو گفت و سینیش رو کوبید رو میزشون . اونا هم غر غر کنان بلند شدن رفتن . 


این موضوع شاید به ظاهر خیلی کوچیک باشه و کم اهمیت ولی من اصلا بهش اینطوری نگاه نمی کنم . 

اینکه چهارنفر تو یه سازمان دارن کار می کنند ، انقدر وقاحت زیاده که نه اینکه از رفتارش عذر خواهی نمی کنه بلکه اعتراض می کنه که رفتار شما زشته !!!



حالا بنظرتون این آدما که دارن تو یه سازمان اسم و رسم دار در پایتخت ایران کار می کنند و باید خیر سرشون با زندگی شهر نشینی و حداقل فرهنگ آشنا باشند گناهشون کمتر از کسانیه که فجایع اسفناک به بار میارن ؟؟ 



بی تفاوتی یعنی بی مسئولیتی و بی مسئولیتی یعنی همون معلم که نسبت به کارش متعهد نیست و از تدریسش میزنه . 


یعنی همون دکتر و پرستاریه که نسبت به درد و رنج مردم بی تفاوت و بی مسئولیته و براش مهم نیست اون که زیر دستشه ، عزیز دل یکی دیگه ست . 


همون مادر بی خردیه که هردنبیل با یکی ازدواج کرده و هردنبیل بچه دار شده و هردنبیل از شوهرش طلاق گرفته و هردنبیل بایکی دیگه ارتباط برقرار کرده و هردنبیل بچه ش رو گذاشته زیر دست اون کثافت و حتی به سوزوندن بدن بچه ش با سیگار اون وحشی واکنش نشون نداده و دست آخر تن بی جون بچه ی آزار دیده ش رو گذاشته زیر خاک . 


بی تفاوت همین مسئولین بی کفایت مملکتند که باعث شدند فقر و فحشا و بدبختی گریبان کشورمون  رو گرفته و رهامون نمیکنه . 


گو اینکه بین همه ی اقشار مردم و همون هایی که اسم بردم از قبیل معلم و دکتر و پرستار و مادر و پدر متارکه کرده و ... آدم هایی با احساس مسئولیت بالا  هم وجود دارند ولی واااقعا تعدادشون کم و ناچیزه . 



پیش خودم فکر می کنم این همکار که اصلا دیگران رو نمی بینه و هیچی براش مهم نیست اگر درموقعیت قرار بگیره از همه ی اون ها که می شناسیم فاجعه به بار آوردن بدتر میکنه . 


باور کنید تو موقعیت نبوده ، وگرنه دست کمی از بقیه نداشته .  این آدم چه جور بچه ای تربیت میکنه ؟؟!!!



چرا اینطوری شدیم ؟ چرا سنگدل  و بی شعور شدیم . چرا کسی به کسی رحم نمیکنه؟ خدایا پس کجااایی؟؟ 


چرا انقدر غر میزنم و عصبانیم !!! 




[ دوشنبه 8 آبان 1396 ] [ 04:26 ب.ظ ] [ مهربانو ] نظرات (15)



      قالب ساز آنلاین