دلنوشته های مهربانو

اینجا خاطرات زندگی مشترک من و دختر نازنینم به یادگار نوشته میشود


هیچ واژه ای در خور میزان غم و اندوهم نیست ، برای شهر هایی که هنوز زخمی جنگند و از زلزله هم زخم خوردند . 


دیشب که  لبه های مانتوی پاییزی و گرمم  رو به هم می رسوندم تا سوز سرما تو سینه م نزنه ، فکر اینکه آلان یه عده از همنوعانم سرمای داغ عزیزانشون تا استخون هاشون رو سوزونده ، بی سرپناه و آواره تو سرمای زیر صفر  با گرسنگی و تشنگی دست و پنجه نرم می کنند ، اشک به چشمم آورد .


صدای گریه و ناله ی کودکانی که از موقعیت خودشون خیلی خبر ندارند و نمی دونن چه بلایی به سرشون اومده و بهانه ی پدر و مادر های از دست رفته شونو می گیرند از کیلومتر ها راه دور ، تو گوشم می پیچید . 


خدا رو شکر امروز  گروه های امنی برای امداد رسانی پیدا کردم که می تونم بهشون اعتماد کنم و کمک هامو بهشون برسونم . 


یکیش تیم امدادیه که دکتر "علیرضا شیری " معرفی کرده . 


با کارخونه توافق شده پتوها رو هفده هزارتومن می خریم و ارسال میشه به مناطق . 



https://www.tavangary.com/poshtgarmi/


برید به این آدرس




همچین صفحه ای رو می بینید که می تونید راحت پتو ها رو بخرید ، برای هم وطنان مقیم خارج ازکشور هم قابل دسترسیه . 


خدا خودش حق مردم مظلوممون رو از ظالمان بگیره . هنوز هم ویرانی های بم و آذربایجان ترمیم نشده .. تمام کشورهای اطرافمون که آباد شد  هیچ ، حتی تو اوگاندا  هم بیمارستان ساختن با پول این مردم بدبخت . 

اونوقت تا خودمون آستین بالا نزنیم ، مردممون در بدبختی به فنا میرن .




من انجام دادم خیلی راحت بود . دوستتون دارم . 


[ سه‌شنبه 23 آبان 1396 ] [ 09:06 ق.ظ ] [ مهربانو ] نظرات (8)



      قالب ساز آنلاین