کمدی درام آن سوی آینه ، حقیقت مسلم درصد بالایی از زندگی زوج هاست . 


یکنواختی و به تکرار افتادنِ رابطه هایی که احتمالا" یک روز در آن هیجان و عشق بصورت نسبی وجود داشته و اکنون موریانه ی بی رحمِ روزمرگی آن را متزلزل کرده . 


ولی نکته ی قابل تامل اینجاست که گاهی مدت ها در همین شرایط زندگی میکنیم بدون اینکه بدونیم چه اتفاقی افتاده و ناگهان با تغییر شرایط عاطفی دوستی در حوالی زندگیمان ، پی به جذابیت های رابطه ی جدید و مقایسه ی آن با زندگی تکراری خودمان می بریم .. 


همه ی گفتگوهای ذهنی دنیل (علی سرابی) که مرد تحصیل کرده و موجهی به نظر میرسید در خصوص : اگر با اِما (مارال بنی آدم) یا یک دختر جوانِ زیبا وارد رابطه شوم چه و چه شوووود ، واقعیت هایی هستند که در دنیای بدون مرز خیال و ذهن همه ی ما اتفاق می افته . هرزه و سر به زیر ، زن یا مرد هم نداره . 


اما آنچه این کشمکش ها رو سرانجام میده انتخاب بین اخلاق و هوسه .  واکنش و درواقع پذیرش موضوع از طرف ایزابل(ریما رامین فر) موضوعی دیگر است .


 اینکه یک زن با تحصیلات عالی و موقعیت مناسب از نظر اجتماعی ترجیح می دهد همسرش پریدن های گاه به گاااهی داشته باشه اما نهایتا" همسر او باقی بمانه و این پریدن ها رو خیانت تلقی نکنه و حتی در دیالوگ " با بوربوری سفر رفتن " که پاتریک (پژمان جمشیدی) دنیل را لو داد ، به روی خودش نیاورد و هیچ واکنشی نشان ندهد و در نهایت با لبخندی از سر رضایت و دیالوگ " اصلا" سخت نبود"شوهرش را با ترفند و زیرکی زنانه به سوی خود روانه کرد و در آن سوی دیوارها شبی متفاوت با کامجویی برایش فراهم کرد و صحنه را ترک نمود 


با وجودی که من بعنوان یک زن ، همچین تفکری رو نمی پسندم و معتقدم اگر قراره وفاداری کامل باشه یا پریدن های گه گاهی ، هر دو جنس (هم زن و هم مرد) حق یکسان دارند (اشاره به دیالوگ پاتریک :" یه مرد گاهی به پریدن نیاز داره") اما میدونم جمعیت نسبتا" زیادی از زنان در همه جای دنیا و با موقعیت ها و شرایط متفاوت از این نوع تفکر برخوردارند و از شیطنت های خائنانه ی همسرشون با الگوی " بالاخره که شوهر خودم میمونه " عبور می کنند . 


خوووب حرفی نیست این هم آن سوی آینه ست که بازیگران به زیبایی از پس اجرای آن برآمدند و نمایشی در خور تحسین و جذاب برای مخاطب فراهم آوردند . 


اصلا" مگه میشه علی سرابی درکاری باشه که اون کار به شدددت عااالی نباشه؟؟ 



نسرین جون چقددددر یاد تو و فرنگیس کردم . 






تاریخ : پنج‌شنبه 21 دی 1396 | 12:05 ب.ظ | نویسنده : مهربانو | نظرات (14)