یک خانواده پنج نفره در یک روستای خفر نیاز مالی شدیدی دارند. اجاره خانه شان عقب افتاده و صاحبخانه آنها را جواب کرده، زن خانه دار و مرد کارگر روزمزد بوده که بیکار شده و در حال حاضر بستریست. آنها سه فرزند دارند.
اگر کسی تمایل و امکانش را دارد، شماره کارت این است:
6037997483834041

سلام دوستان عزیزم، سال نو مبارک. امیدوارم تن درستی ، آرامش واقعی و روزی فراوون سهم روز و روزگار خودتون و عزیزانتون باشه 
شما هم مثل من و مهردخت و دارسی تمام این روزها در منزل بودید و حتی به دیدن خانواده نرفتید؟ یا بی خیال کرونا و اپیدمی و رعایت ؟ من بجز دوبار خرید ضروری کوتاه مدت، از خونه بیرون نرفتم ولی وقتی آقای همسایه رو که هر شب خونه شون از مهمون پر و خالی میشه تو حیاط دیدم و گفتم ماشالله به شما، فکر کنم اصلا براتون شرایط با سالهای قبل فرقی نکرده؟ گفتند : چرا بابااا، هر کی از راه میرسه، دستاشو میشوره و بهش الکل می پاچیم. گفتم اگر هیچ علامتی نداشت و ناقل بود چی؟ گفت : نه بابااا، مگه ممکنه اصن.!!!
یعنی این آقا و خانواده همه گوشی های هوشمند دارن، صبح تا شب درحال چرخیدن تو فضای مجازی هستند، غیر از اینها تو پایتخت، جایی که نه منطقه ی محرومه، نه بیسوادی بی داد میکنه و نه هیچ چیز دیگه ای که بتونیم خودمونو تسکین بدیم که " نمیدونن تقصرخودشون نیست " زندگی میکنه.
خدایی فرهنگ و احساس مسئولیت، نه صرفا" به تحصیلاته ، نه به پول و اموال و ...و دقیقا تو این روزها بیشتر بهمون ثابت شده .
دلم می گیره از دستکش و ماسک های رها شده در خیابان، دلم می گیره از عکس قربانیان کادر درمان، برای گروه خدمات ، برای پیک موتوری ها و برای همه ی اقشار آسیب پذیری که پشت و پناهی ندارن .
من یه وام سه ساله دارم که آبان ماه سال جاری اقساطش تموم میشه . دوم هر ماه هم باید قسطش رو پرداخت کنم و تا به امروز حتی یک قسطش، یک روز هم عقب نیفتاده بود .از دوم فروردین هی رفتم تو سایت که پرداخت کنم و سایت مشکل داشته، میخواستم برم از عابر بانک ها پرداخت کنم، همه گفتن دولت اعلام کرده تا سه ماه مشکلی نیست و بخاطر شرایط معیشت نامناسب مردم، این فرجه رو گذاشتن.
حالا امروز اومدم سایت باز شده و میبینم برای این سه روز، هشتصد تومن جریمه در نظر گرفتن !
خلاصه که این روزا خیلی به این مسائل فکر میکنم، اینکه کاش یکمی هوای همو داشته باشیم ، یکمی مسئولیت پذیر باشیم و بخاطر سلامت دیگران، خودمون رو سلامت نگهداریم .
احساس میکنم رها شدیم و واقعا دلسوز و سرپرتی نداریم . اعمال سلیقه های مختلف کلافه م کرده و نمیدونم مثلا فاز مسئولین چیه که مینا کارمند بانکه و بصورت زوج و فرد میره ، مهرداد یه شرکت بزرگ در حد خود من کار میکنه و تا شونزدهم فروردین تعطیلن، من اما طبق روال باید بیام سر کار فقط گفتن ساعت کار بجای چهارو نیم تا ساعت دو هست و هنوز هم برای پرداخت اضافه کار ابهام وجود داره . خوب آخه این چه مدل قرنطینه اییه؟
چرا شل کن، سفت کن درمیارن!! یا بگن اصلا هیچ اتفاقی نیفتاده و باید قوانین قبل از کرونا اجرا بشه و بیاید همه از هم بگیرید و بعضی هاتون بمیرید، بعضی هاتون هم شانس بیارید برید مرحله ی بعد.
یا بگن هیچ کس مطلقا حق عبور و مرورنداره و باید تحت شرایط خاص و با مجوز تردد کنند، که اگر این راه دوم رو انتخاب کنند سر و ته ماجرا با حداکثر یکماه هم میاد و دوباره زندگی و اقتصاد رونق پیدا میکنه ولی تا زمانی که این موضوع اجرا نشده همینطور این پروسه طولانی و طولانی تر میشه . هم اقتصا فلج مونده هم اونایی که دارن رعایت میکنن خسته و افسرده میشن .
وااای دمم گرم چقدر غر زدم
چیکار کنم پیش شما درد و دل نکنم کجا بکنم؟ 
بی خیال نمیدونم چی پیش میاد . بیاید تو کامنتا برام بنویسید ببینم خدای نکرده از دوست و آشناهاتون کسی گرفتار شده یا نه اگر شده ،درمان شدن یا فوت شدن؟
راستی روی میز شیرینی های خوشگل که وسطشون رنگ قرمز و سبز دارن رو می بینید؟ اینا درست مثل کوکی های شب یلدادرست میشه فقط وسطش مارمالاد، عسل، بریلو یا هر مربایی که دوست دارید میتونید بریزید .
برای تهیه ش هم دوتا تکه شیرینی لازم دارید که وسط تکه بالایی رو باید یه دایره کوچیک خمیرش رو دربیارید که وقتی پخته شد وسطش بریزید .
یه بار دیگه طرز تهیه ش رو براتون مینویسم تو روزای قرنطینه ای این کارا خیلی بیشتر مزه میده .
آرد 3 پیمانه +4تا ق سوپخوری
تخم مرغ دوتا
کره200 گرم
شکر 1 پیمانه(من کمتر میریزم)
وانیل نوک ق چ
بیکینگ پودر 2 ق مربا خوری
کره و وانیل و شکر رو با همزن برقی 3 دقیقه بزنید بعد تخم مرغ رو اضافه میکنیم و 2 دقیقه دیگه میزنیم حالا آرد و بیکینگ پودر رو با هم مخلوط میکنیم و بعد از الک کردن داخا مواد قبلی میریزیم و آروم با قاشق مخلوط میکنیم . خمیر که وسط ظرفمون جمع شد می ریزیم تو کیسه فریزر و یکساعت تو یخچال استراحتش میدیم .
بعد از یکساعت از یخچال در میاریمش بخاطر بسته شدن کره تو یخچال یکمی اولش سفت شده بعد یواش یواش باز میشه روی میز کار یکم آرد بپاچید و با وردنه حدود 3-4 میلیمتر بازش کنید حالا با کاتر های خوشگلتون، خمیر رو کات کنید و حواستون باشه برای هر عدد شیرینی دوقسمت لازم داریم یکی برای زیرش یکی هم برای روش که اون روییه باید یه دایره کوچولو خالی داشته باشه . راستی اگر کتر ندارید با ته یه استکان کوچولو میتونید دایره کات کنید.

تو سینی فر رو یکم چرب کنید بعد کاغذ رو غنی بندازید و فر رو از ده دققیه قبل از پخت با درجه 160-180 گرم کنید. شیرینی ها رو 12-14 دقیقه بپزید همین که زیرش طلایی شد کافیه بیارید بیرون و بعد از سرد شدن یکمی به لایه ی زیری از مارمالاد یا بریلو یا عسل بمالید بعد تکه بالایی رو که حفره داره بچسبونید رو قبلی و وسط حفره رو با اونی که دوست دارید پر کنید . نوش جونتون 

دوستتون دارم 
" خوندن پست قبل رو فراموش نکنید هاااا"
دوست خاموش عزیزم که لطف کردی برام کامنت گذاشتی و گفتی خصوصی بمونه، چشم ولی لازم دونستم ازت تشکر کنم بخاطر اینکه کامنت نوشتی و خیلی هم نسبت به من لطف داشتی .پدرِ من، نظامی محسوب نمیشه عزیزم. جزو اولین سری دانشجوهای دریانوردی ایران بودند که برای تحصیل به بلژیک رفتند و با مدرک کاپیتانی برگشتند، اونایی که نظامی هستند جزو نیروی دریایی محسوب میشن .
خیلی ذوق کردم که از روی دستور کوکی های یلدا درست کردی نوش جونت عزیزم .همین کامنتت منو تشویق کرد که امروزم یه پست داغ و تازه از تنور درآمده بذارم براتون 
*****
میدونم دیروز پست گذاشتم ها ولی دلم میخواد تو این روزایی که فراغتتون بیشتره و درضمن شب عید هم هست، خیلی راحت و مطمئن برای خانواده های عزیزتون شیرینی درست کنید و حال و هواتون رو عوض کنید و لذتش رو ببرید .
اینم بهتون بگم که من اصلا حرفه ای نیستم و کاملا آماتور هستم ، پس مطمئن باشید درست کردن چیزایی که براتون میذارم اصلا سخت نیست و از پسش برمیاین .
خوب بریم یه سری بیسکوییت کاکائویی درست کنیم .
لبخند توی عکس هم تقدیم رویِ گلِ شما دوستانم 

چیزایی که همیشه لازم دارین یه الک معمولیه که همیشه باید آرد رو الک کنید . کاغذ روغنی ،کاتر به شکل هایی که دوست دارید یا یه استکان کوچولو که باهاش مدل دایره کات کنید و قیف که میتونه یه بار مصرف باشه مثل کیسه فریزر بسته ای می فروشند . یا از همین قابل شستشوها که 7-8 تومنه و میتونید بارها ازش استفاده کنید . که برای درست کردن این کوکی از قیف استفاده می کنیم نه کاتر . فر هم که باید باشه ، هر چند که خیلی از شیرینی ها رو بدون فر هم میشه تهیه کرد .کاغذ روغنی هم داشته باشید مثل فویل ، بصورت رولی تو لوازم قنادی ها می فروشند یا برگه برگه فرق نمیکنه .
اینایی که گفتم قیمت زیادی ندارند . آهان همزن هم لازم دارید . یا هم زن دستی باشه یا برقی که البته اون برقی ها الان حتما گرون شده ، می تونید از غذا ساز و مخلوط کن هم استفاده کنید . برای این یکی هم زن برقی نمی خوایم .
خوب بریم درستش کنیم :
کره 150 گرم
پودر کاکائو 15 گرم
پودر قند 100 گرم
زرده تخم مرغ 2 عدد
آرد شیرینی پزی185 گرم ( همون سه صفر که همه ی سوپر مارکت ها دارن)
نمک یه پنس (همون یه جینگیلیه خودمون)
سعی کنید همیشه موادتون رو از نیم ساعت قبل آماده کنید چون مهمه دمای مواد اولیه با محیط یکی باشه، یعنی صاف از یخچال در نیارید و مشغول بشید .
پس کره هایی که از قبل گذاشتین بیرون نرم شده رو با هم زن دستی یا یه قاشق سر صاف ( مثل اونایی که باهاش کتلت برمی گردونیم که تو قنادی میگن لیسک) بزنید . تا یه دست بشه . بعد پودر قند رو الک کنید روی کره ها و هم بزنید برن به خورد هم . بعد زرده ها رو اضافه کنید و یه دقیقه هم بزنید خوب مخلوط بشه . حالا آرد و پودر کاکائو و اون یه جینگیلی نمک رو با هم قاطی و الک کرده به مواد قبلی اضافه کنید . تموم شد ، خدایی این کارا پنج، شش دقیقه بیشتر طول نمیکشه .
حالا کاغذ روغنی رو اندازه ی سینی فر برش بزنید . کف سینی رو یکم چرب کنید که کاغذ بهش بچسبه .
بعد ماسوره رو بندازید توی قیف ، قیفم بذارید تو یه لیوان بلند تا راحت مواد رو بریزید توش .
حالا با فاصله مواد رو روی کاغذ پایپ کنید چون موقع پختن یکمی بزرگتر میشن و اگه فاصله رعایت نشه می چسبن به هم و فناااا میرن . 
خُب سینی تون پر شده ؟ حالا ببرید نیم ساعت بذارید یخچال و از ده دقیقه قبل از اینکه نیم ساعت تموم بشه فر رو بذارید رو درجه 180 و گرمش کنید ( هیچوقت هیچ چیزی رو تو فری که همین الان روشن کردید نذارید )
حالا کوکی ها رو 12 تا 15 دقیقه بپزید . حواستون باشه این دما تقریبیه چون فرها با هم فرق دارن و اندازه ی شیرینی ها هم همینطور . ولی همین حدود زمان کافیه اگر این زمان تموم شد و احساس کردید وسط کوکی ها یکمی نرمه اصلا نگران نباشید خنک که بشه به حالت طبیعی در میاد . دیدین چقدر راحت بود؟ سر جمع یکساعت هم وقت نمیبره بیشترش هم مال اون نیم ساعته استراحت تو یخچاله .
بذارید حسابی تو دمای خونه خنک بشه بعد میتونید وسط کوکی ها رو با هر چی دوست دارید مثل بریلو ( بریلو یه چیزی مثل ژله ست تو لوازم قنادی ها می فروشن با طعم و رنگ های مختلف گرون هم نیست یه قوطیش 13-14 تومنه) یا قبل از اینکه بذارید تو فر روش ترافل یا چیپس شکلات بریزید یا اصلا هیچی نریزید و اگه خواستید یکم پودر قند روش الک کنید .
دوستتون دارم درست کنید حالشو ببرید . اگر دوست داشتید برام عکس بفرستید تو پستای بعد نشون میدم دور هم کیف کنیم
راستی نون لواش هم پختم خیلی راحت بود 



می دونید که چقدر دوستتون دارم 
تقریبا" آخرین بازمانده، از نسل قبلی دوستان اداره، امروز آخرین روز کارشه و با بیست و یکسال و دوماه خدمت، به سلامتی بازنشست میشه.
بقیه تو این سالها یا بازنشست شدن یا استعفا دادن .
همیشه تو اداره جشن های بازنشستگی خوبی داشتیم ولی امسال با این کرونای بی صاحب (که البته مطمئنم صاحب کلفتی هم داره) جشن ها که تعطیلن حتی مَشن هم نداریم
.
ولی هدیه ی بازنشستگی چیزی که نمیشه ندیده گرفت . قبلن ها پولامونو میذاشتیم رو هم و یه هدیه ی خوب میخریدیم ..برای خانم ها، گردنبندی، گوشواره و پلاکی ، و برای آقایون ، تابلو فرشی ،چیزی... .
اما رفته رفته قیمت ها بالا رفت و قدرت خرید هدیه ی ما کم و کمتر . برای این دوستم ، پنج نفر همکاری کردیم و تصمیم گرفتیم یه نیم ست نقره ی زیبا بخریم .
چند روز پیش من و یکی از دوستان، قرار گذاشتیم و به نمایندگی از سه نفر دیگه رفتیم خرید . بماند که خودمون رو به خاک و خون مالیدیم و فروشنده هم انقدر از کسادی بازار ناراحت بود که یه نیم ست خوشگل رو با تخفیف بهمون فروخت .
از دوستم خداحافظی کردم وخسته از کار اداره و خرید و انتخاب ، نشستم تو ماشین و به سمت خونه گاز دادم . بین راه یه پیغام گرفتم که باید جواب میدادم .
پارک کردم گوشه ی خیابون و فلاشرمو زدم و مشغول تایپ با گوشیم شدم . تو عالم خودم بودم که احساس کردم یه چیزی درِ سمتِ من رو کند و برد .
کمی جلوتر یه پسربچه از روی موتور نقش زمین شده بود . با عجله پیاده شدم و رفتم سمتش . زود خودشو جمع و جور کرد و مسلسل وار میگفت : تو روخدا به پلیس زنگ نزنید من خسارتتون رو میدم . گفتم : ول کن این حرفا رو بگو ببینم چی شدی؟
گفت: هیچچچی بخدا .
- تکون نخور .. شاید جاییت شکسته، گرمی متوجه نیستی .
-نه خانوم فقط تعادلمو از دست دادم .
رفتم سراغ ماشین . باورم نمیشد که با اون صدای وحشتناک، فقط قاب آینه م از جاش کنده شده و آویزوونه .
اومد جلو گفت:
- ماشینتون خط افتاده؟
-ماشین من خط و خوط زیاد داره . مطمئن نیستم کار تو باشه . حواااست کجاست آخه پسرجان ؟؟ من ایستادم تو پارک، فلاشر هم زدم تو چطور منو ندیدی تو این خلوتی؟؟
-دارم از سر کار میام . بیست تومن دارم میخواستم برم نون بخرم، مادربزرگمم مرده .
- خدا رحمت کنه ، الان اینا که گفتی چه ربطی به حرفی که من زدم داشت؟
-هیچچچی . بخدا من خسارت شما رو میدم فقط به پلیس زنگ نزن.
-چرا بدون گواهی نامه میشینی؟
- من دوماهه مشمول شدم . تا کارت پایان خدمت نداشته باشم نمیتونم گواهی نامه بگیرم .
- خوب نشین پسرجان خطر ناکه .. خودتو میزنی می کشی .
-چشم ، شما فقط به پلیس زنگ نزن .
- یه بار دیگه بگی نزن ، میزنم هااا.
نفس زنگ زد.
-رسیدی خونه ؟
-نه بابااا ... براش تعریف کردم ماجرا و حرفای پسره رو .....گفت: ای باباااا حالا کل مشکلات عالمم داره ؟؟
-آرره انگار .
-ازش تاوان نگیری ها من بدم میاد مهربانو .
-نفس ، بذار کارمو بکنم . اینطوری هم که نمیشه میره جلوتر میزنه یه بچه رو می کشه.
-باشه . هر کار صلاح میدونی انجام بده... من بیام؟
- نه .. نیازی نیست عزیزم .
به پسره گفتم بیا بشین تو ماشین . اومد نشست .
گفتم: قاب آینه م کنده شده ولی آینه ش نشکسته . منم به آینه بغل ها وابسته م ، باید سریع درستش کنم .
- چشم من خسارت میدم .
- الان میدونی چقدر باید بدی؟
- نه .
- خوب پس بیا بریم ببینیم چقدره چون منم نمیدونم .
-چشم .
یکمی جلوتر خیابونی بود که می دونستم توش لوازم یدکی و تعمیر آینه و .. داره .
من جلو می رفتم اونم پشت سرم اومد .
پیاده شدیم و موضوع رو به تعمیر کار گفتم . گفت : باید این قسمت رو کمپلت عوض کنی . گفتم : هزینه ش چقدره ؟ گفت: 120 تومن با نصب کردنش 150 حالا من بخاطر اینکه این آقا پسر تصادف کرده 125 می گیرم .
گفتم : آینه شم سالمه هااا حیف.
گفت :میخوای برات تعمیر کنم؟
گفتم: اگر اساسی میشه آره، ولی اگر تا بخوام تنظیمش کنم بیفته و خراب شه نه . هزینه شم بگو ببینم چقدر تفاوت داره ؟
گفت :60، من 40 می گیرم .
خوب اختلافش قابل توجه بود، قول داد خوب تعمیر کنه .
اون مشغول کار شد . به پسره گفتم : هزینه ش چهل هزارتومن میشه .
گفت : فردا میدم . گفتم : نمیشه . تو گفتی بیست تومن داری، صاحب کارت هم پسرخاله ته . پس بگو برات بیست تومن واریز کنه .
گفت : آخه روم نمیشه .
گفتم : نه دیگه روم نمیشه نداریم . باید یه کاریش بکنی.
تو بالای هجده سالته . میگی میخوای بری سربازی، داری کار هم میکنی . یه مرد جوان هستی باید از پس همچین مشکلی بربیای.
فکر کن به یه ماشین زده بودی که قیکت آینه ش فقط چند میلیون بود، میخواستی چه کنی؟
یکمی فکر کرد و گفت : من میرم خونه ی دوستم ازش پول بگیرم .
گفتم: بگو بریزه به کارتت برای چی بری؟
گفت : باید نقدی بگیرم .
یکمی نگاش کردم و هیچی نگفتم .
ده دقیقه بعد دیدم ایستاده . گفتم : چی شدپس؟
گفت : هیچی نمیرم .
حالا هی مهردخت هم پشت هم تلفن میکنه . میگه کجایی پس؟ یه چیزی شده تو به من نمیگی .
از طرفی چون خیلی غذا کم میخورم هر چند ساعت یکبار گرسنه میشم و باید یه چیزی داشته باشم همراهم که یکمی بخورم .
معمولا چندتا پسته همراهم هست که متاسفانه تموم شده بود و سر درد بدی گرفته بودم . ساعت هشت و نیم شب بود.
اون آقایی که مشغول تعمیر بود به ما دوتا گفت :
خانم اجازه میدین من یه دخالتی بکنم؟
گفتم : خواهش میکنم بفرمایید .
همینطور که کارش رو می کرد به پسره گفت : ببین این خانوم درمورد تو خیلی گذشت کرده، هم وقتش گرفته شده هم ماشینش خسارت دیده و تازه نخواست که تو اذیت بشی و پول بیشتری بدی، گفته قاب آینه رو تعمیر کنم .
حالا من میمونم و تو . بیا مثل دوتا مرد با هم حرف بزنیم . تو امشب برو خونه ت ولی فردا چهل تومن من رو بیار . قبوله؟
پسرک گل از گلش شکفت و گفت : چشم .
من راضی نبودم و می خواستم اون برای پرداخت پول تلاش کنه ولی آقای تعمیرکار گفت من میخوام صداقتش رو هم به چالش بکشم.
کم کم ، کار تعمیر تموم شد . من ازشون خداحافظی کردم و گفتم مواظب خودتون باشید عیدتون هم مبارک باشه .
به اون اقای تعمیر کار گفتم : بیشتر احتیاط کن، نه ماسک داری نه دستکش.
به پسرک هم گفتم : تو هم حواستو جمع کن شاید یه اتفاق بدتر تو راه باشه .
پسرک با اصرار شماره ش رو بهم داد و یه جوری که اون آقا متوجه نشه ، گفت : اگر رفتید دیدید تعمیر جواب نداد و دوباره آینه افتاد به من زنگ بزنید.
اسمش حمید رضا بود . شماره ش تو گوشیم ذخیره ست .. شاید چند روز دیگه زنگ بزنم بهش و حالشو بپرسم .
امیدوارم سر قولش مونده باشه .
دوستتون دارم 
پینوشت: عزیزای من میدونید با شرایط پیش آمده خیلی از مشاغل دچار ضرر و زیان جدی شدن . لطفا مراعات همو بکنیم و درصورتیکه کسی رو میشناسید که کسب و کار آبرومندی داره و نیاز به معرفی و تبلیغ میبینید و به من اطلاع بدید تا اینجا بنویسم و کمکی کرده باشم .
پیج اینستاگرامی کارهای هنری این خانوم تحصیلکرده و هنرمند رو هم ببینید و اگر دوست داشتید با اطمینان بهشون سفارش بدید مورد اعتماد و تایید من هستند .
mah_art.gallery@

دیروز فیلم رقص کادر درمان بیمارستان های مخصوص بیماران مبتلا به کرونا رو می دیدم و غرق افکارم بودم . مهردخت اومد بالا سرم و گفت : مامان داری گریه می کنی؟ به خودم اومدم دیدم نم اشک صورتم رو خیس کرده و صدای بالا کشیدن دماغم مهردخت رو بالای سرم کشونده بود.
- چیزی نیست دخترم،یکم احساساتی شدم .
-چی باعثش شده؟
فیلم رو نشونش دادم و گفتم : ببین سالهای سال، زن و مرد رو از هم جدا کردند، هی دیوار کشیدن بینشون و متاسفانه با همین جداسازی، مشکلات و عوارض جدی گریبانگیر نسل جوونمون شد. هم نسبت به هم کنجکاوی کنترل نشده ای پیدا کردن و هم همدیگه رو به موقع نشناختن و مجبور شدن برای کنار هم بودن، ازدواج های شتابزده انجام بدن و یا دچار طلاق عاطفی شدن و یا آمار طلاق رو بالا بردن.
از ترس مامور و بگیر و ببندها ، پای جوون ها به خونه های هم باز شد و متاسفانه آمار روابط هیجانی قبل از ازدواج هم بالا رفت . حالا این اشکی که بی اختیار از چشمم میاد ، هم اشک شوقه و هم افسوس ....
با دیدن این فیلم ها نور امیدی تو دلم روشن شد که شتاید نسل جدید و جوون ایرانی باور کنه که میشه در کنار هم بود، با هم کار کرد ، به دل های دردمندِ هم ، مرهم گذاشت و با هم گریه کرد، با هم خندید و با هم رقصید و به غضب الهی هم گرفتار نشد.
دیر یا زود ، کرونا بالاخره تحت کنترل بشر درمیاد و از این روزها مشتی خاطرات تلخ و شیرین بجا میمونه .
یادم افتاد فروردین امسال اون تور کزدستان رو رفتیم و چقدر خاطره ی قشنگی تو ذهنمون ثبت شد . یادش بخیر تو راه برگشتن از اورامانات در ارتفاع بلند سفید پوش از برف حدود سی نفر دستای همو گرفتیم و رقص کردی کردیم .
یاد باد آن روزگاران یاد باد ...
دوستتون دارم

