-
" ازکمک به نیازمندان غافل نشیم"
سهشنبه 31 مرداد 1396 10:40
دوست عزیزم خصوصی خواهش کرده دوباره شماره حساب برای واریز کمک به همنوعان رو تکرار کنم شماره کارت خانم معصومه سعیدی فر 6037691936703894 بانک صادرات
-
"این روزها"
یکشنبه 29 مرداد 1396 10:16
یک اشتباه بعد از شیم/ی درم/انی باعث شد حال نفس بد بشه متاسفانه نفس رفت استخر و اونجا علاوه بردوساعت شنا کردن ، یک ساعت هم تو سونا بخار نشست و همین باعث شد که حالش بد بشه . از طرفی اینهمه تاکید پزشک مبنی بر بی عوارض بودن شیمی درمانی ، این طورها هم نبود ... خلاصه کار به جایی رسید که روز سه شنبه وقتی نفس روی ترازو ایستاد...
-
"دلی از عزا در آوردیم"
یکشنبه 22 مرداد 1396 11:19
پنجشنبه ، هر چی به ساعت های پایانی کار نزدیک می شدیم انگار ، با یه سرنگ بزرگ جون از تنم می کشیدند و بیشتر احساس خستگی می کردم . اما میدونستم آخر شب دیگه سرحال میشم . پس بعد از مدت ها رفتم سراغ سایت سینما تیکن و دوتا بلیط سینما ی فیلم " سارا و آیدا "برای ساعت دوازده شب خریدم . خدا رو شکر بعد از سم پاشی...
-
" وقتی کلاهمون تو هم میره"
چهارشنبه 18 مرداد 1396 11:31
مهردخت از هفته ی قبل بلیط تیاتر " پسران تاریخ" رو برای دیشب خریده بود که با دوستش برن . ساعت هشت شب شروع میشد و بچه ها از شش با هم قرار داشتند . منم به نفس گفتم برات پلو میگو می پزم . اواخر هفته ی پیش بود ، نه خدایا دقیقا شب امتحان عملی . من شام مورد علاقه ی مهردخت رو پخته بودم تا از آخرین جلسه ی کلاس طراحی...
-
"دوستانی بهتر از آب روان "
سهشنبه 17 مرداد 1396 09:51
تیترِ پستِ امروز، تقدیم به شما عزیزان که بهتر از آب روانید دیروز یکی از همکاران می گفت : رتبه ی دختر برادر شوهرم اومده اصلا انتظارش رو نداشتن ، به جاریم گفتم : حقتونه چقدر گفتم انقدر خرجش نکنید ، یه مدرسه ی معمولی بره هم همین نتیجه رو می گیره . مثل تو که بهت گفتم بی خیال مهردخت شو !!! بهش گفتم : نظرات مختلف داریم و به...
-
" حالمون گرفته شد"
دوشنبه 16 مرداد 1396 09:53
طبق قرار قبلی بچه ها با مشاورینشون ، از ما والدین خواسته شده بود که در مورد رتبه ها سوال نکنیم و مخصوصا " چون نتایج کنکور عملی ،بر کنکور تئوری بسیار موثره ، این کنجکاوی ها رو موکول به انتهای کار کنیم . بچه ها هم این چند روز آخر حسابی سیر داغ پیاز داغ ماجرا رو زیاد کرده بودند و با پست های اینستاگرامی طنز ، بصورت...
-
"کنکور عملی هنر"
پنجشنبه 12 مرداد 1396 11:42
سلام عزیزانم الان مهردخت در جلسه ی کنکور عملی هنره . دیروز آخرین جلسه ی کلاس طراحی با استادشون برگزار شد . کلاس از ساعت چهار تا هشت شبه ولی استاد گفته بود روز آخر تا هر چقدر که دوست دارید میتونید پیش من بمونید و به طراحی ادامه بدید "حتی تا یازده شب " مهردخت ساعت یکربع به یازده خونه بود . گفت : استاد موقع...
-
"little ma"
یکشنبه 8 مرداد 1396 16:17
میدونید که مهردخت از سن خیلی کم به هنر و مخصوصا" طراحی لباس علاقمند بود . یکمی که بزرگتر شد می گفت : من باید طراح لباس بشم و مثل شّنِل ( Chanel ) و ورساچه (Versace) صاحب برند خودم باشم . کم کم که سنش بیشتر شد مثل نوجوونی های خودمون که ساعت ها به انتخاب امضاء و شکل اون فکر میکردیم و طرح های موهوم روی کاغذ می...
-
"دوقسمت آخر آزاد شد"
چهارشنبه 4 مرداد 1396 23:39
دوقسمت آخر را مهربانو آزاد کرد.
-
رمز گذاری قصه ی کویر و باران
چهارشنبه 4 مرداد 1396 16:04
دوستان عزیزم ، همه تون میدونید که این بخش از زندگی من ، خصوصیه... این ده قسمت رو دور هم خوندیم و من از انرژی مثبت و محبت تک تکتون در لحظه های بحرانی. استفاده کردم . چون مطالب وبلاگم همیشه عمومی بوده ، تصمیم گرفتم قسمت های قصه ی کویر و باران رو رمز دار کنم که بین خودم و دوستان امینم ، محفوظ بمونه . دو قسمت آخر رو دو...
-
"سی سالگی موسم عشق ابدی من"
سهشنبه 3 مرداد 1396 19:41
انگار احسان عزیز این ترانه رو برای من و احوال من خونده سی سالگی احسان خواجه امیری رو اینجا گوش کنید آناهیتا جانم ممنونتم چه چیزی تو عمقه چشاته که من یک نگاهه تو رو به یه دنیا نمیدم که بعد از تماشای چشمای تو از زمینو زمان عاشقانه بریدم تو با کل رویای من اومدی تا تو سی سالگی باورم زیر و رو شه که زیباترین خط شعرهای من از...
-
"قصه ی کویر و باران "قسمت دهم و آخر
دوشنبه 2 مرداد 1396 12:12
-
"قصه ی کویر و باران " قسمت نهم
یکشنبه 1 مرداد 1396 15:18
-
"قصه ی کویر و باران"قسمت هشتم
یکشنبه 1 مرداد 1396 08:31
-
" قصه ی کویر و باران" قسمت هفتم
چهارشنبه 28 تیر 1396 12:51
-
"قصه ی کویر و باران" قسمت ششم
چهارشنبه 28 تیر 1396 09:27
-
"قصه کویر و باران" قسمت پنجم
دوشنبه 26 تیر 1396 11:58
-
"تولدت مبارک"
دوشنبه 26 تیر 1396 08:30
هجده سال پیش در میون دردی جانکاه عاشق شدم و پاداش دردم دختری بود که نگهبان آتش عشقم شد . عشق یکی یک دونه ی من تولدت مبارک
-
"قصه کویر و باران" قسمت چهارم
یکشنبه 25 تیر 1396 15:22
-
"قصه ی کویر و باران" قسمت سوم
پنجشنبه 22 تیر 1396 15:19
-
"قصه ی کویر و باران " قسمت دوم
پنجشنبه 22 تیر 1396 09:33
-
"قصه ی کویر و باران"قسمت اول
چهارشنبه 21 تیر 1396 11:16
-
"آخرین روز مدرسه"
چهارشنبه 14 تیر 1396 15:37
آخرین روز مدرسه .. امسال رو با وجود ناخوشایندی هاش خیلی دوست داشتم . دوستی هایی رو از دست دادم و دوستی های با ارزش تری رو به درست آوردم شاید دیر به نظر بیاد ولی مدرسه ها تموم شدن ، نه وقت های بی پایانی که میشه باهاشون گذروند :) با یکسری مشکلات رو به رو شدم ولی همه شون تموم شدن و الان بی صبرانه منتظرم که مشغول ساختن...
-
"تیرماهی های عزیزم تولدتون مبارک"
یکشنبه 4 تیر 1396 10:08
به چهل و چهارسالگی رسیدم ... پر از اوقات خوش و ناخوش ،پر از شیرینی موفقیت ها و تلخکامی شکست ها ،پر از رفتارهای شایسته و غرور افرین و پر از نابایست ها ،پر از ارزوهای باشکوه و پر از حسرت های فروخورده ... با همه ی این ها،این من هستم ،همان وجودی که برای وجودش ،چین و چروک های فراوانی بر صورت ماهگون مادر و پدرم نقش بست و...
-
"زیر سقف دودی"
جمعه 19 خرداد 1396 17:57
عزیزانم سلام این فیلم رو جشنواره دیدم ،الان اکران عمومی شده .. فیلم خوبیه اگر احساس میکنید یه نقش منفعل و کم رنگ تو زندگی پیدا کردید برید ببینیدش ... من به خیلی از دوستان که زندگی یکنواخت و بی خاصیتی رو تجربه می کردند توصیه ش کردم . درسته بی مهری اطرافیان باعثش میشه ولی خودمون کم تقصیر نداریم . البته فیلم طولانیه حدود...
-
" ما با همیم"
پنجشنبه 18 خرداد 1396 11:35
د یروز حال و هوای پایتخت ، شبیه اوایل دهه شصت شد . شاید تنها دلخوشیمون تو این مملکت ، برقراری امنیت بود که با این حادثه ی تلخ خراش عمیقی روی احساسمون افتاد . با همه ی درد و اندوهی که برای از دست دادن هموطن های مظلوممون داشتیم ، متاسفانه عده ای از اب گل الود ماهی گرفتن و موضوع رو به استهزای جناحی تبدیل کردند . خدا...
-
"حمایت از کودکان کار "
چهارشنبه 17 خرداد 1396 16:08
دست هایمان را در هم گره می زنیم تا دست هیچ کودکی با کار گره نخورد . با اشتراک گذاری حامی کودکان کار باشیم .
-
" گل هایی که پژمردند"
سهشنبه 2 خرداد 1396 11:27
دهه ی سی شمسی ، مادر شهرام از همسرش جدا شد ... دوتا پسرش رو ازش گرفتند و فقط آخر هفته ها میتونست اونا رو ببینه . مدتی بعد با مرد خوبی ازدواج کرد و شهرام رو به دنیا آورد ولی زندگی روی خوشش رو برگردوند و شهرام فقط چهارسالش بود که پدر از دنیا رفت . چون مادر کارمند ارتش بود ، شهرام پسر خودساخته ای بار اومد و البته از خوش...
-
" گواااارا باشد این پیروزی "
یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 11:42
از بیست و هفتم تا سی ام اردیبهشت ، ماموریت اداری داشتم . روز جمعه با یک دنیا عشق و امید رای دادم و تا پایان روز شنبه با قطعی شدن نتیجه آرا مردم و زنده شدم .. باز هم همه ی اتفاقات تلخ اون سال کذایی رو مرور کردم و از خدا خواستم به دل پدر و مادر ها رحم کنه که اگر نتیجه غیر از واقعیت اعلام میشد ، هیچ چیز جلودارمون نبود و...
-
" همراه شو عزیززززز"
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 11:32
همراه شو عزیز همراه شو عزیز تنها نمان به درد کین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمیشود