-
پینوشت گره از روزگارم بگشا
شنبه 2 اسفند 1399 10:30
دوستان عزیزم این دوروز که پشت سیستم نبودم (پنجشنبه و جمعه) واریزی زیاد داشتیم ، تعدادی از دوستان از طریق واتس اپ، بعضی ها ایمیل و بعضی تو پیج اینستاگرام و تعدادی هم همین جا کامنت گذاشتن ... متاسفانه چون یا درحال رانندگی بودم یا مشغول کارای منزل، همون موقع نتونستم اسامی رو وارد لیست کنم و الان که میخوام از این چند...
-
گره از روزگارم بگشا"
پنجشنبه 30 بهمن 1399 11:40
دارم پیغام پدر دخترکی که برایش سمعک خریدیم رو می خونم یه دوست عزیزی داره به من و چند تا از دوستای مشترکمون تو یه گروه در مورد مشکل زنی صحبت میکنه : بچه ها این خانم حدود ای چهل سالگی ازدواج کرد. اگر چه با همسر خدا بیامرزش هم همیشه مشکل مالی داشتن ولی به هر حال هر چی بود یه دل خوش داشتن که بعد از فوت ناگهانی شوهرش همون...
-
بازنده / قسمت شانزدهم
چهارشنبه 29 بهمن 1399 10:45
-
بازنده / قسمت پانزدهم
دوشنبه 27 بهمن 1399 11:49
-
"روزهایِ سختِ کم توانی"
شنبه 25 بهمن 1399 13:30
از ظهر جمعه یکمی بیشتر گذشته .. از ساعت 11 صبح با مهردخت افتادیم به جون خونه .. جمع وجور میکنه و هی غرر میزنه . -ماماااان خیلی شلخته ای من -هاااا؟؟ - هااا نداره، هر روز که پامیشم میبینم آشپزخونه ای که شب مثل دسته ی گل کردم رو داغون کردی - چکااار کردم یعنی؟ -بسته ی کیسه فریزر رو کانتر، لیوان آبی که خوردی همینجااا .. در...
-
بازنده / قسمت چهاردهم
شنبه 25 بهمن 1399 09:30
-
بازنده / قسمت سیزدهم
چهارشنبه 22 بهمن 1399 12:47
-
بازنده / قسمت دوازدهم
دوشنبه 20 بهمن 1399 12:30
-
بازنده / قسمت یازدهم
شنبه 18 بهمن 1399 13:20
-
" بازنده/ قسمت دهم"
پنجشنبه 16 بهمن 1399 10:55
-
بازنده / قسمت نهم
دوشنبه 13 بهمن 1399 11:20
-
آوای مهربانی"
شنبه 11 بهمن 1399 12:15
دخترم ، اینجا دوستانی داری به رنگ سبز ، که برای بهتر شنیدن تو دست به دست هم دادن . امیدوارند جز آوای مهربانی نشنوی . صورت ماهت مزین به لبخند شوق باشد و قلبت به مهر و دوستی بتپد . ******* دوستان عزیزم، برای همراهی و کمک به پدر محترم دختر نازنینی که به قصد خرید سمعکدست به دست هم دادیم ، دنبال شخص مورد اعتمادی می گشتیم ....
-
بازنده / قسمت هشتم
شنبه 11 بهمن 1399 10:00
-
پست موقت دوستانه 2
سهشنبه 7 بهمن 1399 09:56
-
بازنده / قسمت هفتم
دوشنبه 6 بهمن 1399 11:20
-
بازنده/ قسمت ششم
شنبه 4 بهمن 1399 14:50
-
چرا قدر زندگیش رو ندونست"
چهارشنبه 1 بهمن 1399 17:58
دیروز سی ام دی بود . داشتم پالتومو برمیداشتم برم اداره مهردخت بیدارشده بود نشسته بود تو تختش -سلام مامانی داری میری ؟ -سلام دخملم آره... یه بوس بده . بوسه ای روی صورت ماهش نشوندم . -مامان امروز سی امه ؟ -آره عزیزم تولد پدرته . - کاش میشد خوشحالش کنم -چرا نشه ؟ -چکار کنم؟ - باهاش قرار بذار ، برو پیشش ، یا هر چی که دوست...
-
"پست موقت دوستانه1
سهشنبه 30 دی 1399 14:46
-
بازنده / قسمت پنجم
سهشنبه 30 دی 1399 12:20
-
بازنده/ قسمت چهارم
شنبه 27 دی 1399 14:45
-
بازنده / قسمت سوم
سهشنبه 23 دی 1399 17:30
-
" کمک برای خرید سمعک دختر کوچولو"
دوشنبه 22 دی 1399 08:56
سلام دوستای عزیزم . خاطرتون هست، برای خرید سمعک دختر کوچولو اطلاع رسانی کردیم؟ لطفا به پست نسرین جون در این مورد سر بزنید .
-
پست های رمز دار
شنبه 20 دی 1399 10:48
سلام دوستان عزیزم . تصمیم گرفتم داستان بازنده رو رمز گذاری کنم . لطفا دوستان قدیمی و آشنای من برای دریافت رمز پیغام بدید . برای عدم ارسال رمز به رهگذران و خواننده های خاموش که با هویتشون آشنا نیستم ، پیشاپیش عذر خواهی می کنم . تو کامنت های همین پست درخواست بدید دوستان
-
بازنده / قسمت دوم
شنبه 20 دی 1399 10:45
-
بازنده / قسمت اول
دوشنبه 15 دی 1399 16:55
-
بهترین معلم "زمان"
سهشنبه 9 دی 1399 11:45
بهترین معلم زندگی رو معرفی می کنم : " زمان" .. آررره واقعا زمان خیلی چیزا یاد آدم میده .. اینکه چه چیزایی تو زندگی اهمیت پیدا می کنن یا اهمیتشونو از دست میدن ! دیروز یعالمه کار کردم .. یعنی از وقتی نشستم پشت میز تا وقتی بعد از مدت ها ، ساعت 4/5 بعد از ظهر از پشت میز به قصد خونه، بلند شدم (آخه خیلی وقته تا...
-
"صدای آرامش بخش عشق"
شنبه 29 آذر 1399 15:45
نمیدونم بالاخره کی میخوام یاد بگیرم که برای اتفاقات بلند مدت، برنامه ریزی های دقیق نکنم و خودم رو به آب و آتیش نزنم. حالا که خواهر ناز و یکی یه دونه م به شیوه ای کاملا متفاوت پیمان زناشویی رو با همسر عزیزش ، ثبت قانونی کرد دوباره به خودم یادآوری کردم که مهربانو دیدی برنامه ریزی لازم نداشت؟؟ جریان آشنایی مینا و سینا رو...
-
"این جماعت ناشناخته"
پنجشنبه 27 آذر 1399 12:55
چون برای دارسی، خودم غذادرست میکنم ، کمتر گذارم به پت شاپ ها میفته . یه سری لوازم اولیه که لازم بود همون روز اول تهیه شد دیگه بقیه موارد رو گذری ، از هر پت شاپی که تو مسیرم باشه تهیه میکنم مثل خاک و مالت و این چیزای مصرفی . اما برای اصلاح موهای دارسی از دکتر مشیری پرسیدم کجا ببرمش خوبه؟ پت شاپ "ژیوان" رو...
-
"منم یه روز اختاپوس بودم "
شنبه 15 آذر 1399 09:22
سلام دوستای عزیز و نازنینم ... داستان رو بخونید و ببینید شما " اختاپوس بودید یا کوسه؟" امیدوارم که هیچکدوم نباشید که هر دوش به یه اندازه ناراحت کننده ست . زندگی درست و متعادل یعنی: همون که مهربان باشیم ولی اجازه ی سوء استفاده ندیم (اختاپوس نباشیم) همون که منصف و با معرفت باشیم و (کوسه نباشیم) کافیه واااقعا...
-
"با هم درستش میکنیم "
شنبه 1 آذر 1399 15:50
سلام دوستای نازنینم . امروز شنبه ست ؛ اول هفته و اول آذر ماه با هم مصادف شده ، به فال نیک می گیرم و برای همگی آرزوی خیر و برکت و تن درستی میکنم . شاید تعجب کنید که دارم پست جدید میذارم چون همین پری روز پنجشنبه پست نوشته بودم ولی راستش انقدر ذوق دارم و حالم خوبه که حیفم اومد شما رو هم شریک این حس نکنم . موضوع به...